نگاهی دوباره به باند ِ بی‌عرضه‌ی رجوی و شکستهای جدید
ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٩ : توسط :

 از هر چیز در باره ی دستگیری تیم های تروریستی منافقین در تهران بایست گفت که فکر و ایده‌ی انجام عملیات تروریستی به منظور تحریک و ایجاد تشنج، نشانه ی آن است که رهبری منافقین مطلقاً به آنچه تحت عنوان قیام مردمی و آمادگی زمینه‌ی داخلی برای قیام و یا وضعیت انفجاری جامعه به نیروهای محصور در اردوگاه ها حقنه می‌کند سرسوزنی باور ندارد و بهتر ازهر کس به دروغ بودن آن واقف است.

توجیه تیم های تروریستی مذکور برای بمب گذاری نیز حاکی از همین واقعیت است چرا که به آنها گفته شده است برای شکستن سکوت حاکم بر اجتماع چنین اقدامی لازم است و این در حالی است که طی یک سال گذشته اصلی ترین محور تحلیل ایدئولوژیک مجاهدین این بود که نه تنها در جامعه سکوت نیست بلکه قیام هر روز گسترده تر شده و سرباز ایستادن ندارد. دستگاه منگول تبلیغاتی
منافقین هم برخلاف تحلیل داده شده به تیم های تروریستی، تبلیغات گوناگونی در باره قیام تهیه می کرد. رساترین تعریف از این وضعیت سردرگمی، نفاق و دورویی رهبری منافقین است.

اما در ارتباط مشخص با دستگیری تیم های تروریستی
منافقین، با وجود گذشت 5 روز از دستگیری تیم های تروریستی و 24 ساعت از تشریح جزئیات آن، سخنگویان باندرجوی همچنان سکوت پیشه کرده و هیچ موضع گیری در این باره انجام نداده اند، بعید هم هست که بتوانند موضع گیری مشخصی داشته باشند چرا که تروریستهای دستگیر شده اعتراف کردند بقایای رجوی به آنها گفته‌اند به لحاظ سیاسی نمی توانند مسئولیت ارتباط با آنها را بپذیرند و آنها در صورت دستگیری باید بمب گذاری را یک اقدام فردی وانمود نمایند،‌بنابراین تنها راه باقی مانده برای آنان این است که دست به تکذیب بزنند.

و در حاشیه‌ی تکذیبیه با لودگی و مسخرگی خاص خودشان مثلاً دربیایند و بگویند شما که می‌گفتید
منافقین تمام شده اند، دیدید تمام نشده اند. و یا این که آن را حرفهای بی ربط در تنگنای سرنگونی و شقه درونی توصیف نمایند و یا چیزی در همین سطح و از قبیل همین اراجیف که غالباً مواضع منافقین را می سازد.

اما مسئله این است که به رغم هرگونه از سرباز کردن موضوع و جاخالی دادن، رهبری
منافقین از یک واقعیت نه می تواند بگریزد و نه می تواند آن را پنهان کند، این که عوامل بسیار بی عرضه ای در این گروه جمع شده‌اند که هر کاری انجام می دهند محکوم به شکست است.

عملیات تروریستی که ماهها بر روی آن برنامه ریزی شده بود و رجوی با هزار ترفند کوشید به عمد در جاهای دیگر از
منافقین خط و نشان برجای بگذارد تا اذهان نیروهای امنیتی را از آن منحرف سازد درست در سربزنگاه نقش برآب شد.

بدون شک نیروهای اطلاعاتی تصادفاً آنها را قبل از اقدام دستگیرنکردند و فیلم های به تصویر در آمده نشان می دهد که از مدتها قبل تحت نظر بوده اند بلکه برای این که کاملاً سرخط های آنها شاسایی و اقدامات برنامه ریزی شده ی آنها کشف و مستند گردد، از دستگیری زود هنگام آنان پرهیز کردند، یا شاید برای این که اذناب رجوی با فراغ بال به خیال پردازی بپردازند.

بعد از اثبات بی عرضگی دار و دسته
منافقین، واقعیت ثابت شده ی بعدی این است که رجوی به عمل تروریستی و وحشی گری اعتیاد دارد و از ریختن خون مردم بی گناه لذت می‌برد، و گرنه کودن ترین دشمنان مردم ایران نیز به خوبی می دانند با انفجارچند ترقه در تهران انقلابی به پا نمی شود!