اهداف رجوی از بازی فراخوان
ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٩ : توسط :

صورت مسئله‌ی اصلی مخالفان دولت در دفاع از خودشان این است که یک وقت متهم به همکاری با "منافقین " نشوند. برخی مثل موسوی به این دلیل که مجاهدین را یک جریان مرده می دانند و خودشان را یک جریان زنده اینگونه استدلال می کنند:

"منافقین با این جنایت هایی که در داخل کشور داشته اند ، با این همکاری هایی که با صدام داشتند مرده یی شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی آنها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت که دو سه میلیونشان در یک روز یک خیابان را پر می کنند به منافقین نسبت می دهید ، آیا شما منافقین را تضعیف می کنید؟ یا نفاق را تقویت می کنید؟ "

برخی چون "فعالین حقوق بشر" که از اساس با منافقین مشکل دارند و آنها را ناقض حقوق بشر و خشونت طلب می‌دانند:

" تک تک این افراد در تمام طول فعالیت سیاسی و اجتماعی خودنسبت به عملکرد غیرانسانی و غیر حقوق بشری این سازمان موضع داشته و آن را محکوم کرده اند که پرونده تاریک این سازمان در نقض حقوق بشر سری دراز دارد که با آمال و اهداف کمیته گزارشگران حقوق بشر که در پی صلح و دوستی بود در تناقض آشکار به سر می برد.هرچند این کمیته در حمایت از زندانیان سازمان
منافقین خلق همچون سایر زندانیان بر رعایت اصول انسانی و حقوق بشری تاکید داشت اما هیچگاه در پی پیشبرد اهداف این سازمان و یا هر مجموعه دیگری حرکت نکرده بود و بارها و بارها انتقادات جدی خود را از چهره نقاب زده افراد این سازمان در ارتباط گیری با فعالین مدنی و اجتماعی[مطرح و آن را] به شدت محکوم کرده بود. "

بعضی هم حتی هزاران کیلومتر آنسوتر از مرزهای ایران، به دلیل حقارت بار بودن همسویی با
منافقین، می کوشند خود را از این اتهام مبرا کنند. همین هفته ی گذشته فاطمه حقیقت جو نماینده ی سابق مجلس ایران که در آمریکا به سر می برد وقتی فیلمی از سخنان وی در باره ضرورت اتحاد بین سلطنت طلبان و مجاهدین پخش گردید، بلافاصله به دفاع ازخود پرداخت و گفت که منظورش "مجاهدین انقلاب" بوده است و نه "منافقین خلق"!

در چنین فضایی که هر روز فاصله و مرزبندی مخالفان داخلی دولت با گروه تروریستی
منافقین پررنگ تر می شود، باندرجوی بر شدت فعالیتهای تبلیغی خود و دعوت برای اغتشاش افزوده است.

افزایش حجم تحرکات باندرجوی، به رغم اعلام صورت مسئله ی جدی
منافقین از سوی رجوی است که گفته بود : "امروز صورت مسئلة ما این است که چگونه می‌توان همین موسوی و کروبی را در برابر باند غالب و همین خامنه ای و احمدی نژاد تقویت کرد. چگونه می‌توان موسوی را به جلو و اندکی ایستادگی بیشتر و جدی تر هُل داد."

به نگاه گرگ صفتانه ی رجوی به موسوی نیز که آن را هم مثل بنی صدر یک موقعیت برای رسیدن به قدرت می بیند، پیش از این اشاره کرده بودیم :

" چشمک و چراغ دادن رجوی به موسوی و تلاش برای جذب ِ هواداران او به سبب اعتقاد ِ عمیق رجوی به کارآیی کودتا است. یک بار دیگر رجوی در سال 1360 این روش را تجربه و سعی کرد با جداکردن بنی صدر از حاکمیت و به اصطلاح سست نمودن پایه های حکومت، بستر مناسب برای موفقیت کودتای نظامی خرداد 60 را فراهم آورد اما ناکام ماند.

به این سبب از آنجا که موسوی را جناح مغلوب و جزیی از همین نظام می داند، تلاش دارد تا این تضاد را بارور ساخته و به زعم خود به جنگ و جدال بیشتر و تضعیف کل حاکمیت برساند و یک بار دیگر تجربه کودتای سی خرداد 60 را تکرار کند."

بنابراین سئوال این است که در شرایط کنونی که هرگونه مطرح شدن
منافقین اولاً باعث تضعیف مخالفان دولت از هر حیث می شود و از طرفی باعث عمیق تر شدن فاصله و شکاف بین مخالفان و منافقین می شود، چرا رجوی با تمامی امکانات در پی ِ برسر زبان انداختن " اسم " منافقین با ارسال فایل صوتی و عکس خود به داخل کشور است؟

اهداف رجوی در این بازی از چندگزینه خارج نیست :

1- با اشراف نسبت به فضای کنونی و درک ِ غیرقابل دفاع بودن هرگونه تجمعی که مجاهدین به عنوان یک گروه معتقد به براندازی هم دعوت کننده به آن هستند، زمینه را برای به خشونت کشیدن آن و تهیه‌ی خوراک تبلیغی و ضدایرانی فراهم آورد.*

2- هرگونه تجمع حامیان موسوی و کروبی را به نفع خود مصادره نماید. آنان را به عنوان رقیب کنار زده و خود را نقش آفرین اصلی جابزند.

3- در جهت اقناع اعضای مجاهدین که همواره رادیکالیزم را به عنوان راه حلی اجتناب ناپذیر در مسیر رسیدن به قدرت دانسته و موسوی و کروبی را کرنش‌گر، ترسو و فاقد رادیکالیسم معرفی کرده است، نقش آفرینی خود را ضروری و مؤثر بداند.

هرچند هر یک از عوامل فوق، محرک رجوی در این بازی است، اما شلوغ بازی های مجاهدین در این قضیه اثبات می کند که سرچشمه ی اصلی این رفتار، آنارشی و تمایل رجوی برای به هم ریختن اوضاع و خصلت قانون ستیزی وی است. برای رجوی پس از پشت سرگذراندن سه دهه ناکامی و شکست در پیش گرفتن رفتار معقول سیاسی و هدفمند غیرممکن است و به همین علت سالها است که به قول خودش فقط در فکر " به هم ریختن میزها " است،‌رجوی خوب می‌داند که تجمعی در کار نیست تا برای آن یک برنامه ریزی و استراتژی لازم باشد، لذا صرفاً برهم زدن میزها را دنبال می کند و تشخیص داده است بهترین وسیله به این منظور مطرح شدن " اسم "
منافقین است و از این رو با حداکثر تلاش در این مسیر پیش می رود.

________________________