ساعت ٥:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ،۱۳۸٩ : توسط :

 پشت پرده فتنه سبز، هر روز آشکار تر از دیروز

درپی خوش خدمتی فتنه گرانی چون موسوی و کروبی به آمریکا در غائله آفرینی 25 بهمن، سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید از این عناصر حمایت و نسبت به محدودیت عناصر ضدانقلاب در داخل ابراز نگرانی کرد.


این جزو معدود دفعاتی است که شورای امنیت ملی کاخ سفید وارد حمایت علنی از عناصر ضد انقلاب می شود. به نظر می رسد فشار فزاینده قیام های اسلامی در خاورمیانه، عرصه را بر آمریکا به شدت تنگ تر کرده و کاخ سفید سرکوب این قیام ها و فشارها را در گرو حاشیه سازی و تحرکات انحرافی در مناطقی غیر از مناطق تحت استیلای رژیم های مرتجع وابسته می داند. همین امر، علت سفارش اغتشاش در 25 بهمن از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی و سپس حمایت از مهره هایی چون موسوی و کروبی بود.

تامی ویتور سخنگوی شورای امنیت ملی کاخ سفید ضمن قرائت بیانیه این شورا گفته است: ما فشار سیستماتیک حکومت ایران علیه مخالفان و رسانه های مستقل را محکوم می کنیم. آنها حقوق آشکار بین المللی را زیر پا می گذارند و حقوق بشر را با ریاکاری نقض می کنند. ایران به جای حمایت از مردم مصر باید به مخالفان اجازه دهد تا تجمع و راهپیمایی کنند. ایالات متحده قویاً اقدامات سازماندهی شده در بازداشت چهره های سیاسی، فعالان سیاسی، وبلاگ نویسان، روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر را محکوم می کند.
حمایت آمریکا از عناصر خائن و غربگرای اپوزیسیون پس از آن صورت می گیرد که کاخ سفید و غرب مجبور شدند پشت نوکرانی چون حسنی مبارک و زین العابدین بن علی و معمرقذافی را خالی کنند و بحث های گسترده ای را در رژیم های مرتجع و وابسته برانگیزند مبنی بر اینکه تنها ماندن و تحقیر شدن، سرنوشت همه نوکران آمریکا و غرب است.
همزمان با موضع این نهاد امنیتی آمریکا، یوسف صانعی هم که از سوی رادیو فردا ارگان رسمی سازمان سیا به عنوان «روحانی و مجتهد واقعی» معرفی شده، بیانیه ای صادر و ضمن آن از فتنه گران آلت دستی چون موسوی و کروبی حمایت کرد. این بیانیه بلافاصله در رسانه های ضدانقلاب نظیر بی بی سی، رادیو فردا، بالاترین، گویانیوز، جرس و... منتشر شد. جالب اینکه صانعی در همین بیانیه دشمن پسند، از موسوی به عنوان «شخصیت خدوم و زبده الاخیار و ذوی العزوالاحترام» و از کروبی به عنوان «یار دیرین و متعهد امام» یاد کرده بی آن که توضیح دهد حضرت امام خمینی(ره) جز دشنام و بغض و حقد، چه بهره از هیئت حاکمه آمریکا و رسانه های ضدانقلاب داشت؟ صانعی در این بیانیه منافقانه- که توسط بیت آلوده وی تدارک شده- همچنین توضیح نمی دهد که اگر هنوز ذره ای باور به امام خمینی و انقلاب دارد، چرا در برابر شعارهای ضد انقلابی و ساختارشکنانه اوباش تحریک شده از سوی موسوی و کروبی و رسانه های بیگانه، سکوت کرده است؟
در این میان پرسشی که پاسخ روشنی نیز در خود نهفته دارد این است که «شورای امنیت ملی کاخ سفید»، «وزارت خارجه اسرائیل»، «فتنه گرانی مانند موسوی و کروبی» و روحانی نمایانی نظیر صانعی و خاتمی و برخی اعضای مجمع روحانیون بر سر کدام موضوع توافق و تفاهم پیدا کرده اند؟ آیا این مسئله غم دین و درد انقلاب و غصه ملت ایران یا ملت های مسلمان و مظلوم منطقه است؟! اگر این گونه بود که اوباش تحریک شده از سوی فتنه گران و گروهک ها، روز 52 بهمن به نام حمایت از قیام مردم مصر و تونس، شعارهای یک روز قبل دیکته شده وزارت خارجه اسرائیل را تکرار نمی کردند؟
یادآور می شود در بحبوحه اغتشاشات سال گذشته و از جمله حرمت شکنی عناصر روزه خوار در روز قدس سال گذشته (72 شهریور 88)، عناصر محارب شعار می دادند «روحانی واقعی، منتظری- صانعی» و بعدها رادیو فردا براساس همین شعارها، مدال صلاحیت مرجعیت و اجتهاد را به گردن صانعی آویخت.
متقابلاً طی سالهای اخیر، سران و بازیچه های فتنه انگیزی دشمن به دلایل کاملاً مشخص، درباره جنایات و نسل کشی و اشغالگری آمریکا و رژیم صهیونیستی در کشورهای منطقه سکوت اختیار کرده اند تا ابعاد کامل بده بستان آنها با غرب پدیدار شود. مقامات آمریکایی پس از فتنه 88 بارها، حماقت عناصری چون موسوی و کروبی را تحت عنوان «شجاعت» و «شهامت» مورد ستایش قرار داده اند.
نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » تقسیم کار مشاورین موسوی و کروبی با منافقین

جدیدترین اخبار بدست آمده از اتحاد استراتژیک و تعریف شده مشاوران و نمایندگان تام الاختیارموسوی وکروبی با گروهک تروریستی منافقین در اروپا حکایت دارد.

اردشیر امیر ارجمند و مجتبی واحدی مشاوران ونمایندگان تام الاختیار سران ضد انقلاب داخلی که  تشکلی تحت عنوان«شواری هماهنگی راه سبز امید» را راه اندازی کرده اند،ضمن برگزاری نشستهای متعدد با مرکزیت گروهک تروریستی منافقین  در اروپا به تعریف نقش برای تشکل های خود پرداخته اند.

این گزارش حاکی است در مجموعه این نشست ها طرفین ضمن اشاره به سابقه منافقین در جنگ های شهری و ترور ،تصویب کرده اند که سازماندهی اغتشاشات و تلاش برای کشته سازی برعهده این گروهک بوده و نقش عملیات روانی و پروپاگاندا نیز برعهده شورای هماهنگی راه سبز امید باشد.

گفتنی است این اقدام در حالی صورت می گیرد که اولین پروژه مشترک این نشست در آشوب اسرائیلی 25 بهمن کلید خورده بود.لازم به ذکر است گروهک تروریستی منافقین در داخل«شواری هماهنگی راه سبز امید» نیز دارای نماینده ای تام الاختیار است.

نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » شکست مجدد اغتشاشات خیابانی

"شیرین عبادی" از حامیان خارج‌نشین فتنه، به شکست مجدد دور جدید اغتشاشات خیابانی به رهبری فتنه‌گران اذعان کرد.

هامون نیوزبه نقل از جوان : "شیرین عبادی" از حامیان خارج‌نشین فتنه، به شکست مجدد دور جدید اغتشاشات خیابانی به رهبری فتنه‌گران اذعان کرد.
به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از شبکه خبری دویچه‌وله، "عبادی" از حامیان خارج‌نشین فتنه، به شکست مجدد دور جدید اغتشاشات خیابانی به رهبری فتنه‌گران تا کید کرد.
وی در بخش دیگری از سخنانش خواستار ادامه حمایت‌های حامیان اروپایی‌اش از ادامه اغتشاشات ایران شد.
براساس این گزارش، "عبادی" موکلان بهایی خود را نیز از خاطر نبرد و خاطرنشان کرد: از طریق ای‌میل در حال رصد وضعیت بهائیان زندانی در ایران است. وی خواستار آزادی آنها شد.
گفتنی است، "عبادی" دفاع از افرادی چون"صدام"، "اوباما"، "حسنی مبارک" ، بهائیان و منافقین تروریست را در پرونده سیاه خود دارد

نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » همه کسانی که به میرحسین لبیک گفتند

ناصر ینصرنی". این در حالیستکه طی ۲۰ ماه گذشته آدم ها و گروه های زیادی! بوده اند که به ندای فتنه بار موسوی و سایر رفقایش نه یک بار بلکه بارها لبیک گفته اند.

  یکی از رسانه های حامی فتنه امروز این عکس را از موسوی منتشر کرد.

باید گفت که موسوی و سایر یاران فتنه گرش باید بدانند که اگر امروز و اینجا کربلا باشد، دیگر آنها که مصداق واقعی طلحه و زبیر در جمل و یا عمر سعد و شمر در کربلا هستند، نخواهند توانست ولیّ زمانه ما را در انزوا ببینند.

ولیّ زمانه ما امروز بسیجیانی دارد که تمام فتنه گران داخلی و تمام دشمنان ما در سرتاسر عالم از هرم نفسهایشان در هراسند.

امروز حسین زمانه ما بسیجیانی دارد که نه ۷۲ تن که دریا دریا لشکرند و سر به عشق ولایت سپرده اند و این همه لشکر!، توانسته آنها را به جایی برساند که اینک عمر سعد یکه و تنها حتی در میان تمام یاران فتنه گرش مجبور است ندای یاری سر بدهد.

ضدانقلاب سبز باید بداند که ندای هل من ناصر وقتی مقدس می شود که ولی زمانه فریادش کند نه عمر سعدی که اینک یارانش یا منافق اند و یا همچون ریگی عازم جهنم شده اند.

عمر سعد زمان ما که فتنه گرش می نامیم اینک تنها نیست. بلکه در میان یارانش که در چارچوب دخترکان بد حجاب و مخالفان نظام خلاصه می شوند، تنها مانده است؛ پس مجبور است که حتی ندای هل من ناصر هم سر بدهد.

او با وقاحت در حالی ندای هل من ناصر سر می دهد که گویا از یاد برده است تمام لبیک هایی را که طی ۲۰ ماه گذشته به او گفته شد.

مگر موسوی از یاد برده است حمایت های ریگی و گروه تروریستش را؟!

موسوی آیا یادش هست حمایت های سروش و گنجی و همه آنهایی که اینکه نامشان اپوزسیون خارج از کشور است؟

۱۰ اسفند سال ۸۹ که امروز باشد تنها روزی نیست که میرحسین موسوی هل من ناصر می گوید.

موسوی در طول ۲۰ ماهه گذشته بارها هل من ناصر گفت و بارها این منافقین، مریم رجوی و گروه های همجنس باز بودند که به ندایش لبیک گفتند.

عمر سعد زمان ما و سایر همسفرانش! مگر می توانند منکر لبیک های مهربانانه اوباما، کلینتون، جورج سوروس و سایر مقامات آمریکای جنایتکار از خودشان شوند.

نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » فحاشی اشباه الرجال به فائزه هاشمی

-1در علم روزنامه نگاری ، جمله معروفی است که معمولاً در ابتدای کلاس خبر نقل می کنند تا معلوم شود هر اطلاع رسانیی «خبر» نیست و خبر ، علاوه بر عنصر اطلاع رسانی، باید واجد  ویژگی شگفتی یا غیر منتظرگی باشد و آن

جمله این است :
«
اگر سگی پای آدمی را گاز بگیرد خبر نیست ؛ اما اگر آدمی پای سگی را گاز بگیرد خبر است.» 
ملل نیوز به نقل از بولتن:این جمله هم در آکادمیهای آموزش روزنامه نگاری در خارج کشور یادآوری می شود و هم در ایران ، زیاد تکرار .
-2
در ماجرای فحاشی به خانم فائزه هاشمی رفسنجانی ، آنچه که باعث شده موضوع بسرعت فراگیر شود و تعجب انگیز باشد و همه درباره آن صحبت کنند و مطلب بنویسند و محکوم کنند یا به توجیه بپردازند یا به حاشیه سازی و تحریف دست بزنند ، این است که برخلاف پنج شش سال اخیر که حزب اللهی ها فحش خورشان ملس شده است و بدترین فحاشیهای ناموسی و خانوادگی و سیاسی به رئیس جمهور و مسئولان عالیتر و پایینتر کشور ، از سوی سبزها و اعوان و انصار فتنه نثار شده و می شود و هیچ کس جیکش هم در نیامده و نمی آید  و حتی برعکس برایش در سایتها و شبکه های خودشان دست هم زده و تشویق هم کرده و می کنند ، حالا مورد دیگری به موارد محدود دیگر اضافه شده است که در آن چند ریشوی احمق ( ابا دارم که تعبیر «حزب اللهی» را برای این «اشباه الرجال» به کار ببرم و راستش را بخواهید بسیار مشکوکم به اینکه این عناصری که این روزها ، بهانه های موجّهی برای مظلوم نمایی خاندان هاشمی رفسنجانی فراهم کرده اند اصولاً حزب اللهی باشند ! ) به دختر آیت الله فحشهای زشت و رکیک داده اند تا فریاد وا اخلاقا و وا اسلاما و وا چیزهای دیگرطرف مقابلشان ! کون و مکان را پر کند . این همان اتفاقی است که ماجرا را «خبر» و «خبر مهم» و جنجالی می کند وگرنه اگر باز هم سبزها به فحاشیهای رکیکشان ادامه می دادند، نه اخلاقی بر باد رفته بود و نه ادب مردی به ز دولت او بود و نه به ناموس کسی دشنامهای زشت داده می شد ( به یاد بیاورید فحاشیهایی که مثلاً به خانم «فاطمه رجبی» می شد را ). پس در ماجرای ما نحن فیه ، اتفاق نادر یا غیر رایجی افتاده است و نشان می دهد رویه حزب اللهی ها و انقلابی ها چنین نیست وگرنه موضوعی عادی تلقی می شد.
این را از این جهت نوشتم که اولاً معلوم باشد و یادمان نرود که اگر قرار بر آمارگیری کمّی و کیفی هم باشد ، به هیچ وجه جایی برای مظلوم نمایی سبزها و خاندان هاشمی رفسنجانی ( بخصوص نگاه کنید به کامنت دونی سایت آینده و مشابهت فحشهای آن با سایت اسرائیلی بالاترین)وجود ندارد .
-3
خوب حالا می رسیم به سراغ این ماجرای تلخ ؛ ماجرایی که در تلخی آن هر چه گفته شود کم است . ماجرایی که دو روز تمام است باعث شده است من سردرد عجیبی بگیرم که به هیچ صورتی آرام نمی شود . و متأسفم برای دوستانی که با تعابیری چون بازیگر پنهان و گرداننده بودن هاشمی رفسنجانی یا با اشاره به خط شکنیهای گسترده او در آغازگری فتنه با نامه وقیحانه و تهدید آمیز به رهبر انقلاب  ( که درست هم هست )، می خواهند بیشرمی اقدام این دو سه نفر - بله این دو سه نفر - را توجیه کنند یا از بار زشتی آن بکاهند . نخیر دوستان ! زشتی این کار را نمی توان با هیچ توجیه المسائلی کم کرد .
ما پیرو امام بزرگواری هستیم که وقتی جنایتکاران رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه حمله می کنند و طلبه ها را از پشت بام به حیاط می اندازند و مدرسه را به خون می کشند و مردم ، شب هنگام به بیت امام خمینی پناه می برند و برخی ، به آن جنایتکاران دری وری می گویند ، امام آنها را تحذیر می دهد و می فرماید : نمی خواهم بگویم  کار آنها بد نبوده است ؛ می خواهم بگویم دهان مؤمن نباید به حرف زشت آلوده شود حتی نسبت به دشمنان .
دوستان ! ) خطابم با دوستانی است که در این زمینه مطلب نوشته اند و نه اشباه الرجالی که این کار زشت را مرتکب شده اند ) کار اصلی پیامبر بزرگ خدا ، «تکمیل اخلاق»  مردم بوده است و خداوند متعال هم در قرآن کریم ، پیش از تعلیم کتاب و حکمت به عنوان وظایف انبیا ، به « تزکیه » تأکید می کند [ و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمه / سوره جمعه ، آیه اول و سوره آل عمران ، آیه 162 ]. اگر اخلاق نباشد ، بقیه کتاب خدا و حکمتهای آن بی فایده است . دین و سیاست بدون اخلاق ، همان دین و سیاست رایج دنیاست و تفاوتی با آنها ندارد و باز هم به گفته قرآن ، اگر پیامبر بزرگ خدا ، اخلاق نداشت همه از دور و بر او پراکنده می شدند .
من به سهم خودم علاوه بر ابراز تنفر  از اقدامات خاندان هاشمی رفسنجانی بخصوص در دو سال اخیر به خاطر صدماتی که به انقلاب و نظام زدند ، انزجار شدید خودم را از این فحاشی بی شرمانه و وقیحانه اعلام می کنم و از دیگر دوستانم هم می خواهم این کار را بشدت محکوم کنند و اجازه ندهند کسانی - ولو مثل همین مورد در حد دو سه نفر -  با سوء استفاده از احساسات و بینش ِ درست مردم در برابر فتنه گران ، مسیر اعتراضات و انتقادات به آنها را منحرف کنند و موجبات مظلوم نمایی آنها را فراهم آورند . ضمن اینکه باید این شیوه بسیار غلط و غیر مکتبی - و در این موردِ بخصوص، غیر انسانی - در اعتراض کردن در این کشور منسوخ شود .
من در موارد مشابه از جمله حمله به دفتر شیخ یوسف صانعی و حمله انصار حزب الله کرمانشاه به برنامه کنسرت موسیقی اصیل ایرانی استاد سید حسام الدین سراج هم موضع گرفتم و هم دوستان را به گرفتن موضع ترغیب کردم . اگر واکنش سراسری متحدی در این زمینه داشته باشیم ، یک نهی از منکر عملی و تأثیرگذاری کرده ایم که سود آن را جامعه با سلامت و امنیت خود خواهد برد

نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » تقسیم کار مشاورین موسوی و کروبی با منافقین

جدیدترین اخبار بدست آمده از اتحاداستراتژیک مشاوران موسوی وکروبی با گروهک تروریستی منافقین در اروپا حکایت دارد.

جدیدترین اخبار بدست آمده از اتحاد استراتژیک و تعریف شده مشاوران و نمایندگان تام الاختیارموسوی وکروبی با گروهک تروریستی منافقین در اروپا حکایت دارد.
جدیدترین اخبار بدست آمده از اتحاد استراتژیک و تعریف شده مشاوران و نمایندگان تام الاختیارموسوی وکروبی با گروهک تروریستی منافقین در اروپا حکایت دارد.
 اردشیر امیر ارجمند و مجتبی واحدی مشاوران ونمایندگان تام الاختیار سران ضد انقلاب داخلی که  تشکلی تحت عنوان«شواری هماهنگی راه سبز امید» را راه اندازی کرده اند،ضمن برگزاری نشستهای متعدد با مرکزیت گروهک تروریستی منافقین  در اروپا به تعریف نقش برای تشکل های خود پرداخته اند.
این گزارش حاکی است در مجموعه این نشست ها طرفین ضمن اشاره به سابقه منافقین در جنگ های شهری و ترور ،تصویب کرده اند که سازماندهی اغتشاشات و تلاش برای کشته سازی برعهده این گروهک بوده و نقش عملیات روانی و پروپاگاندا نیز برعهده شورای هماهنگی راه سبز امید باشد.
گفتنی است این اقدام در حالی صورت می گیرد که اولین پروژه مشترک این نشست در آشوب اسرائیلی 25 بهمن کلید خورده بود.لازم به ذکر است گروهک تروریستی منافقین در داخل«شواری هماهنگی راه سبز امید» نیز دارای نماینده ای تام الاختیار است.

نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » نظر شریعتمداری درباره موضع‌گیری اخیر آیت‌الله هاشمی

این روزها، مرزبندی دیر هنگام برخی از شخصیت‌ها با فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و سران وطن فروش و ضد انقلابی آن به یکی از موضوعات بحث‌انگیز درعرصه سیاسی کشور تبدیل شده است.

 حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در یادداشت روز امروز سه‌شنبه 10 اسفند 89 کیهان تحت عنوان "راهکار روشن " نوشت:

1- این روزها، مرزبندی دیر هنگام برخی از شخصیت‌ها با فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و سران وطن فروش و ضد انقلابی آن به یکی از موضوعات بحث‌انگیز درعرصه سیاسی کشور تبدیل شده است و گمانه‌زنی‌ها و نظرات متفاوتی را درباره انگیزه این شخصیت‌های تاکنون خاموش و چگونگی مواجهه و برخورد با آنان در پی داشته است. شماری با استناد به سکوت غیرقابل توجیه آنان طی 18 ماه گذشته، حرکت اخیر این عده را در حد و اندازه یک «تاکتیک» ارزیابی می‌کنند و براین باورند که مرزبندی اخیر آنها با هدف عبور از رسوایی نفرت‌انگیزی است که سران و عوامل فتنه با آن روبرو شده‌اند. رسوایی ناشی از همراهی و همکاری آشکار با مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل، ائتلاف مشمئز کننده با گروه‌های ضدانقلاب، نظیر منافقین، بهایی‌ها، سلطنت طلب‌ها، مارکسیست‌ها، کومله، دموکرات، گروهک تروریستی ریگی و تمامی جریاناتی که در لیست جرثومه‌های فساد و تباهی قابل فهرست شدن هستند. در مقابل، شمار دیگری، مرزبندی شخصیت های یاد شده را نشانه پشیمانی و توبه و بازگشت واقعی آنان به دامان نظام و انقلاب تلقی می کنند و براین باورند که با توجه به اصل شناخته شده «توبه پذیری» و «رأفت اسلامی» باید از بازگشت آنان استقبال کرد و سکوت 18 ماهه آنها را -اگرچه قابل توجیه نیست- به حساب خطای فاحش نوشت و نه «خط سیاسی» و بینش استحاله شده آنان.

و اما، کدامیک از این دو دیدگاه پذیرفتنی است و یا به واقعیت نزدیکتر است؟
2- برای پاسخ به پرسش یاد شده، ابتدا باید دو مقوله «تحلیل انگیزه» و «چگونگی برخورد» را جدای از یکدیگر به ارزیابی نشست. این تفکیک به مفهوم آن نیست که «انگیزه»ها را در «چگونگی برخورد» نادیده بگیریم چرا که در این صورت، «ساده انگاری» و «خوش باوری» می تواند راه را بر نتیجه گیری نهایی در چگونگی برخورد سد کند و یا دست کم آن که ارزیابی یاد شده را برای رسیدن به «چگونگی برخورد» به بیراهه بکشاند.
دو دیدگاه یاد شده در «تحلیل انگیزه» شخصیت های مورد اشاره از مرزبندی اخیرشان با فتنه 88، تفاوت نظر جدی دارند و این «تفاوت» چیزی در حد «تضاد» است. گروه اول، مرزبندی اخیر را فقط یک «تاکتیک» می داند و گروه دوم، آن را بازگشت واقعی از خطای 18 ماهه تلقی می کند. مطابق نظر اول، مرزبندی شخصیت های تاکنون خاموش، یک ترفند است که پذیرفتنی نیست و نباید فریب آن را خورد و براساس نظر دوم؛ مرزبندی یاد شده نشانه بازگشت آنان است و بایستی با خوش بینی به آن نگریست و نتیجه برخاسته از این خوشبینی را نیز پذیرفت.

تا اینجا دو دیدگاه کاملاً متضاد درباره «انگیزه» شخصیت های یاد شده از مرزبندی اخیر آنان در میان است، اما، آیا دو دیدگاه متضاد می توانند در مرحله «چگونگی برخورد» با یکدیگر نزدیک شده و به نتیجه واحدی برسند؟

3- «اپوزیسیون» یا «جریان مخالف» در فرهنگ سیاسی، تعریف مشخص و شناخته شده‌ای دارد و به یک یا چند گروه و حزب سیاسی گفته می‌شود که در چارچوب قانون اساسی و مرزهای تعریف شده یک نظام حکومتی فعالیت می‌کنند و مخالفت آنها، یعنی آنچه باعث می‌شود که «اپوزیسیون» نامیده شوند، از نوع مخالفت با فلان حزب یا گروه و جمعیت سیاسی است که قوه مجریه یا مقننه را در اختیار دارند. تمامی نظام‌های حکومتی «مردم سالار» حضور «اپوزیسیون» با تعریف یاد شده که در همه جای دنیا «پذیرفته شده» نیز هست را می‌پذیرند و جمهوری اسلامی ایران به گواهی تاریخ 32 ساله آن در این زمینه سرآمد و پرچمدار تمامی نظام های حکومتی دنیاست. و طی سه دهه گذشته بارها قوه مجریه و مقننه میان احزاب و گروه های سیاسی درون نظام که سلیقه های سیاسی و اجرایی متفاوت و گاه متضادی داشته اند دست به دست شده است و می شود.

و اما، حزب و گروهی که در چارچوب قانون اساسی و مرزهای تعریف شده یک نظام حکومتی فعالیت نمی‌کند و اهداف خود را بیرون از این دایره تعریف کرده و به سوی آن حرکت می کند، «اپوزیسیون» به مفهوم رایج و شناخته شده آن در فرهنگ سیاسی و روال پذیرفته شده در دنیای امروز - و دیروز- نیست.

این دسته از احزاب و گروه‌ها را در همه جای دنیا، «برانداز» می‌نامند و در هیچ کشوری نه فقط به آنها اجازه فعالیت نمی‌دهند، بلکه به شدت و بدون کمترین ملاحظه آنها را سرکوب می‌کنند و این سرکوب را به حق، دفاع از مردم و منافع ملی کشور خویش می‌نامند.

«اصلاحات» یا «رفرم -REFORM» نیز اینگونه است و گروه های اصلاح طلب در چارچوب تعریف شده یک نظام حکومتی فعالیت کرده و هنجار دادن به ناهنجاری ها و سامان بخشیدن به نابسامانی ها را دنبال می کنند ولی اگر جریانی در پوشش «اصلاحات»، اهداف خود را بیرون از دایره نظام تعریف کرده و دنبال کند، در همه جای دنیا به عنوان جریان «برانداز» شناخته شده و حاکمیت ها برای حفظ منافع ملی و دفاع از مردم به سرکوب آنها روی می آورند.

4- با توجه به تعریف یاد شده از «اپوزیسیون»، جریان فتنه برخلاف آنچه که مقامات و رسانه‌های بیگانه و مخصوصاً مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس ادعا می‌کنند «اپوزیسیون» نبوده بلکه جریانی تحت مدیریت بیرونی و ستون پنجم داخلی نظام بود که با هدف کودتای - به زعم خودشان- نرم علیه اسلام و انقلاب تدارک شده و با حمایت آشکار و همه جانبه مالی، سیاسی، تبلیغاتی و اطلاعاتی دشمنان بیرونی به میدان فرستاده شده بود. این واقعیت به اندازه ای آشکار و بی پرده است که درک آن برای کندذهن ترین افراد نیز به آسانی امکان پذیر بوده و هست. بنابراین چگونه می توان پذیرفت برخی از شخصیت های سیاسی با سابقه که سه دهه در پست های کلیدی و حساس نظام حضور فعال داشته‌اند، این نکته بسیار بدیهی را درک نکرده و بعد از گذشت 18 ماه به درک آن رسیده اند؟! از این زاویه باید به گروه اول حق داد که مرزبندی اخیر شخصیت های مورد اشاره را «تاکتیکی» تلقی کنند و نسبت به عواقب آن نگران بوده و این مرزبندی را از جنس همان سکوت غیرقابل توجیه ارزیابی کنند.

5- و اما، توبه واقعی خطاکاران هم واقعیت غیرقابل انکاری است که در چرخه تاریخ- چه گذشته و چه معاصر- نمونه‌های درخور توجهی دارد و در آموزه های اسلامی- و همه ادیان الهی- نیز به آن سفارش اکید شده است، بنابراین دیدگاه دوم درباره انگیزه شخصیت های یاد شده را نمی‌توان به آسانی رد کرده و نادیده گرفت، مخصوصاً آن که در اسلام، نفی توبه و پرهیز از پذیرش عذر تقصیر خطاکاران به شدت نهی شده است.

از این زاویه، باید به صاحبان دیدگاه دوم نیز حق داد که وقتی مرزبندی شخصیت های یاد شده را می بینند، استقبال از بازگشت آنان را ضروری بدانند. طیف دوم بر این باورند که اگر مرزبندی مورد اشاره آنگونه که طیف اول معتقد است، تاکتیکی باشد، این تاکتیک در ادامه راه نمی تواند دوام بیاورد بنابراین پذیرش آن نه فقط زیانی ندارد، بلکه دندان طمع دشمنان بیرونی را هم کند می کند.

گفتنی است مرزبندی شخصیت‌های یاد شده عصبانیت محسوس و اعلام شده دشمنان بیرونی را در پی داشته است تا آنجا که این مرزبندی را یکی از دستاوردهای روز 25 بهمن ماه برای جمهوری اسلامی ایران نامیده و در تحلیل های خود آورده اند «حرکت 25 بهمن ماه عرصه سیاسی ایران را از سه قطب موافقان نظام، مخالفان نظام و قطب خاکستری(!) به دو قطب موافق و مخالف تبدیل کرد و کسانی که ماهیتاً دلبسته نظام هستند بایستی حضور در یکی از دو قطب موافق و مخالف را می پذیرفتند و بسیار طبیعی بود که قطب موافق را انتخاب کنند.»

6- و اما، اکنون نوبت پرداختن به مقوله دوم، یعنی «چگونگی برخورد» است و این که آیا دو دیدگاه متفاوت یاد شده درباره «انگیزه مرزبندی» می‌توانند در «چگونگی برخورد» نظر و نگاه واحد و مشترکی داشته باشند؟ پاسخ این سؤال «مثبت» است و آن، این که شخصیت های یاد شده نباید از این پس در پست های کلیدی و حساس نظام که با انتخاب مردم واگذار می شود به کار گرفته شوند. این «راه کار» و «چگونگی برخورد» ضمن آن که با هیچ یک از دو دیدگاه مورد اشاره مغایرت و منافاتی ندارد، دغدغه ها و نگرانی های به حق مردمی که طی 18 ماه گذشته با بصیرت مثال زدنی و هوشیاری و از خودگذشتگی در برابر فتنه همه جانبه مثلث آمریکا و اسرائیل و انگلیس و تمامی گروهها و احزاب ضدانقلاب و منافق داخلی و خارجی ایستاده اند را نیز برطرف می‌سازد.

و البته در واگذاری مسئولیت‌های انتصابی، حکمت‌ها و مصالحی است که علاوه بر باورهای دینی تجربیات 3 دهه اخیر هم بر حکیمانه بودن آن گواهی می‌دهد و این فقره در سیره معصومین علیهم السلام نیز بارها دیده شده است.

نویسنده : افسرنبردسایبری | ساعت ۴:٢۵ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٠ اسفند ۱۳۸٩
همدم من ( 0) | لینک ثابت

 

 » حتی یک هزارم ایرانیان خارج نشین هم به اپوزیسیون محل نمی گذارند

حتی یک هزارم ایرانیان خارج نشین هم به اپوزیسیون محل نمی گذارند


تجمع 5 نفره عناصر ضدانقلاب در مقابل سفارت ایران در لاهه هلند، یک رکورد تازه را در برپایی افتضاح از سوی اپوزیسیون رقم زد. هلند یکی از پایگاه های فعالیت ضدانقلاب در اروپا به شمار می رود و برای تجمع ضد ایرانی اخیر در هلند تبلیغات فراوانی صورت گرفته بود.

این نمایش به قدری افتضاح بود که حتی اعتراض رادیوزمانه (ارگان دولتی هلند برای اپوزیسیون ضد انقلاب) را هم به دنبال داشت. رادیو زمانه در حالی که عکس تجمع 5 نفره را منتشر کرده بود، با گشاده دستی نوشت: گردهمایی مقابل سفارت جمهوری اسلامی در لاهه با حضور 30 نفر [!؟] و گردهمایی دوم با حضور 100 نفر[!؟] برگزار شد. این شمار شرکت کنندگان در حالی بود که بر پایه اطلاعات مرکز آمار هلند، 32 هزار ایرانی در این کشور زندگی می کنند. در دهه 1990 در حالی که جمعیت ایرانی ها در هلند به مراتب کمتر بود، شمار بیشتری از آنها در راهپیمایی ها شرکت می کردند و گاه تعدادشان به چند صد نفر می رسید. اکنون کاهش شمار شرکت کنندگان به ویژه در هفته های اخیر، ذهن بسیاری از مخالفان فعال را در هلند به خود مشغول کرده است.

این رسانه وابسته به دولت هلند به جای اشاره به وفاداری اکثریت ایرانیان مقیم کشورهای دیگر به کشور و نظام خود که باعث می شود دعوت ضدانقلاب را تحریم کنند، به توجیهات قابل تأملی متوسل شد و از قول یکی از عناصر ضدانقلاب گفت: اینکه چرا ایرانیان مقیم خارج در چنین تجمعاتی شرکت نمی کنند، به نظر من خیلی بی تفاوت شده اند. چون فکر می کنند برای آنها اتفاقی نیفتاده و بی تفاوت شده اند. چرا باید از خانه های گرم شان بیرون بیایند و در جایی بایستند که هوا سرد است! یا فکر می کنند اگر جلوی سفارت بیایند، شاید از آنها عکس یا فیلم بگیرند و دیگر نتوانند برای تعطیلات به ایران بروند. این در حالی است که بسیاری از آنها روزی که به هلند آمده اند یکی از جملاتی که به کار برده اند حتماً این بوده که اگر من به ایران برگردم، مرا بلافاصله زندانی و اعدام می کنند. به خاطر همین هم موفق شده اند در هلند جواب مثبت بگیرند، ولی الان که جواب های شان را گرفته اند و گذرنامه های هلندی در جیب شان است، همه چیز را فراموش کرده اند؛ اینجا زندگی شان را می کنند و اصلا بی خیال همه شده اند. این واقعاً جای شرم دارد.

این عضو اپوزیسیون که برای دولت هلند کار می کند، اضافه کرد: کشورهای دنیا احتمالا به رژیم ایران غبطه می خورند چرا که مخالفانی دارد که این قدر بی تفاوتند!

یکی دیگر از همین مواجب بگیران دولت هلند درباره آب رفتن تعداد اعضای اپوزیسیون در تجمعات گفت: موج نخست کسانی که به اروپا آمدند تقریباً پناهنده بودند و در گردهمایی ها شرکت می کردند اما بعدها وقتی اعلام شد پناهنده ها می توانند به ایران برگردند، لازمه اش این بود که نامه هایی را امضا کنند و به نوعی «غلط کردم» بگویند. نتیجه این بود که به نوعی اسیر جمهوری اسلامی در خارج کشور شدند. یعنی حاکمیت جمهوری اسلامی را در خارج از کشور هم بالای سر خودشان حس می کنند. جرأت این را ندارند که به راحتی در گردهمایی های اعتراضی شرکت کنند یا حتی پای یک فراخوان برای جلوگیری از اعدام در ایران را امضا کنند. حالا هم بعضی ها با عینک و گاه پوشاندن روی خود در حرکات اعتراضی شرکت می کنند.رادیوزمانه و اپوزیسیون همکار آن در این گزارش توضیح نداده اند که اگر اپوزیسیون خارج نشین تا این اندازه بی بخار و هراسان است چگونه از هم قطاران خود توقع دارند که به تحریک خارجی، وارد معارضه با جمهوری اسلامی شوند و برای فاکتورسازی اپوزیسیون خارج نشین، در داخل هزینه بدهند؟!